پدر: من دوست دارم با دختری که من پیشنهاد می کنم ازدواج کنی.

پسر: نه. من میخوام همسر آینده ام رو خودم انتخاب کنم.

پدر: اما دختر مورد نظر من دختر بیل گیتس است.

پسر: اگر اینطوری هست اشکال نداره.

پدر نزد بیل گیتس میرود...

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز زود است که ازدواج کند.

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیر عامل بانک جهانی است.

بیل گیتس: اوه! که اینطور. در این صورت قبول است.

 پدر به دیدار مدیر عامل بانک جهانی می رود.

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم.

مدیر عامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!.

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است.

مدیر عامل: اوه! چقدر عالی.اگر اینطور است بگو بیاید.

و اینگونه معامله انجام می گردد.

مادرید فرودگاه باراجاس 

ترمینال 4 فرودگاه مادرید دارای طراحی منحصر بفردی است که در آن از لبه های تیز خبری نیست. و در عوض ترکیب از انحنا های مختلف در آن کار شده است. یکی از مواردی که سبب برجسته شدن این طراحی شده است عیر معمولی بودن همه چیز آن است. 

فرودگاه مونیخ

محوطه حیاط این فرودگاه با سقف عظیم گنبدی شکل آن شبیه به معماری دوران ملکه ویکتوریاست. جالب است بدانید طراحان بسیاری سعی در کپی کردن این طرح کرده اند ولی موفق نبوده اند.

فرودگاه بیجینگ

این فرودگاه بسیار عظیم و با شکوه است. اما شکوه واقعی آن زمانی مشخص می شود که به مدیریت طراحی آن توجه کنید. در این فرودگاه با همه عظمت آن کوچکترین جزئیات در طراحی قسمتهای مختلف از نظر طراح دور نمانده و هماهنگی خود را حفظ کرده است.

به نقل از یادبگیر

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن


گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

 

 


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم


گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

 

 


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم


گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

 

 


گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن


گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

 

 


گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن


گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

 

 


گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن


گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

 

 


گفتم ز حق دارم تمنای سکینه


گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

 

 


گفتم رخت را از من واله مگردان


گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

 

 


گفتم به جان مادرت من را دعا کن


گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

 

 


گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم


گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

 

 


گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن


گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

 

 


گفتم دلم از بند غم آزاد گردان


گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

 

 


گفتم که شام تا دلها را سحر کن


گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

 

 


گفتم که از هجران رویت بی قرارم


گفتا که روز وصل را در انتظارم

************

***********

**********

*********

********

*******

******

*****

****

***

**

*

 

 

صدام حسین از یک شرکت آمریکائی به نام «آل کولاک» در بالتیمور، بیش از 500 تن ماده شیمیایی بنام«فیودی گلیکول» خریداری نمود که این ماده به گونه ای بود که در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل

می گردید.
شبکه تلویزیونی  abcآمریکا

تاریخ مرا در محک امتحان قرار داده است می خواهد فداکاری مرا بسنجد. می خواهد شجاعت مرا بیازماید. اکنون پرچم خدایی به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاری امکانپذیر است.

خدایا! تو را شکر میکنم که با فقر‌ آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم.

خدایا! هدایتم کن زیرا میدانم گمراهی چه بلای خطر ناکی است.خدایا! هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا میدانم ظلم چه گناه نا بخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.

خدایا! ارشادم کن که بی انصافی نکنم؛ زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

نا امیدم دیگر آرزویی ندارم و احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع میکنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

X